امر به منکر و نهی از معروف؟!!!
یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح.
می گفت:
صبح بعد شستشوی صورتم، توی آینه نگاه می کردم که ذهنم رفت به 7، 8 سال قبل...
همون روزایی که تازه چهارتا شیوید که به زور می شد اسمش رو گذاشت سبیل، توی صورتم نمایان شده بود. یادمه یکی که دو برابرم سن و سال داشت، صدام کرد و گفت: فلانی، یه تیغ درست و حسابی توی صورتت بنداز، ریش و سیبیلت خیلی زود کامل میشه.
یادمه لبخند کوچکی از من، شد پاسخش!
نمی دونم شاید از بعضی ها انتظار بعضی حرفا نمیره، شایدم به بعضی ها نمی شه یا سخته بعضی حرفا رو گفت، یا شایدم منطقت، منطق خیلی ها نیست! شایدم... نمیدونم، بگذریم.
اینم مثل خیلی حرفای بودار و نادرست دیگه که الان مرسوم شده و خیلی راحت زیر پرچم شعارهای نادرستی چون "هدف وسیله رو توجیه میکنه" و خیلی شعارای دیگه زده میشه و تحت توجیهات نادرست و بهانه هایی انجام میشه.
این که مرام دین مبین ما نیست!!
هدف درستی که بخواد از راه نادرست حاصل بشه، مطرود اسلام عزیز هست.
اینا رو که میگفت یاد مرام امام علی (علیه السلام) افتادم.
یاد جنگ سپاه امام علی (علیه السلام) و معاویه پلید افتادم. همون موقعی که امام پس از تسلط بر شریعه فرات - جایی که میشه از فرات آب برداشت - با وجود اینکه معاویه و سپاهش قبلا آب را بر سپاهیان امام بسته بودند، اما امام علی علیه السلام این کار رو نکرد و آب رو نبست.
هدف از بین بردن خصم خدا و دین بود اما نه از راه نادرست.
که بستن آب دور از جوانمردی و مروت و اعتقادات ناب اسلامی امام و یگانه وصی برحق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است.
+++
می گفت: سال ها گذشت و دیدیم صورت بدون تیغ هم کامل می شود.
می شود با کنار گذاشتن همه ی تیغ ها، کامل گشت، همان طور که پیشوایانمان کامل گشتند.
خدایا از تو صبر مسئلت می کنیم.
پ.ن1:خیلی دلم میخواست، حداقل برای مدتی دنیایی رو تجربه کنم که بتونم به اختیار خودم، بعضی چیزا رو از داخلش حذف کنم، حالا هرچند که در برخی موارد، وظیفه حذف نکردن باشه!
حذف چیزایی مثل وبلاگ، ایمیل، اینترنت، کامپیوتر، موبایل، تلویزیون و ...
و اضافه و پررنگ تر کردن حضور چیزا و کسایی مثل کتاب و ...
حالا یه جورایی - البته نه به طور کامل - مجبورم توی این دنیا قرار بگیرم!
دیگه چیزی به اعزامم برای خدمت مقدس سربازی نمونده.
پ.ن2: تشکر از دوستان بزرگوارم که بنده رو در این مدت همراهی کردند. احیانا اگر ناخواسته باعث آزده خاطر شدن دوستان شدم عذرخواهی می کنم. انشاالله حق همسایگی رو خوب به جا آورده باشم . دعاگوتان هستم، متقابلا بنده رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید.
پ.ن3: یه مدت زیادی خونه نیستیم و بروز نمی شیم.
پ.ن4: می بخشید، احساس می کنم این آخر کار اصلا جمله بندیم خوب نشد!
پ.ن5: با آرزویی سالی پرخیر و برکت و موفقیت برای تک تک دوستان بزرگوار، توام با فرج حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عنایات خاصه ایشان.
بعدا نوشت(13900217):
سلام،
به یکی از اساتیدم که چند سال باهاش بودم و توی زندگیم نقش ویژه ای داشت، زنگ زدم و یه قرار ملاقات گذاشتم، خدا بهشون دوتا پسر گل داده بود، پسر 5 ساله اولی یه بیماری سختی داشت، خیلی متاثر شدم...
دوستانم، لطفا یه حمد به نیت شفا بخونید و براشون دعا کنید...
خدانگهدار.
یاعلی(ع)









